۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۱, شنبه

خونی نو در رگان جنبش

    امروز روز احیای ارزش های صنفی جامعه کارگر است. امروز باز هم روشن شد که رفتارهای صنفی هنوز هم پس از یکصد و پنجاه سال یکی از بهترین حربه های مبارزه با دیکتاتوری است. امروز مشخص شد که هر حرکتی بیش از هر چیز به انگیزه ای واقعی نیاز دارد که، اینک در میان اصناف مختلف به اندازه کافی وجود دارد.

    از همه شهرهای بزرگ خبر می رسد که علیرغم حضور نیروهای سرکوبگر به اشکال مختلف، انگیزه و اراده کارگران چنان است که در هر شرایطی و به هر قیمتی اعتراض خود را اعلام می کنند و این همان انگیزه ای است که بسادگی نمی توان در جامعه متوسط شهری یافت.

    سناریوی نوشته شده توسط رهبران جنبش برای سال جدید در حال جواب دادن است:

    اول یکدل شدن و شکست سکوت که حقیقتا تصمیمی جسورانه و ساختار شکن بود برای کسانی که خود از رشد دهندگان اصلی این نظام محسوب می شوند. اینان بخوبی می دانند که با عزم جدید خود باید آماده پرداخت هزینه هائی بیشتر از ضرب و شتم فرزند و قتل عمد برادر زاده را ببینند، اینان خوب می دانند که حکومت تا بن ریشه فاسد شده بسادگی از منافع خود نخواهد گذشت، و انتخاب راه مبارزه در این حالت همتی عظیم می خواهد.

    در مرحله دوم نگاه به کارگران و معلمان که از با انگیزه ترین اقشار جامعه هستند برای اعتراض به نحوی که آنها نیز باور کنند که با همراهی با نهضت اعتراضی به اهدافشان نزدیک تر می شوند، اینک به نظر می رسد بستر گسترش اعتراض ها گشوده شده و ناخودآگاه هراس حاکمان بیشتر!

    اما هنوز جای یک واحد اجتماعی در این بین خالیست تا حلقه گسترش نهضت اعتراضی تکمیل شود، و آن همراهی و همدلی اقوام ایرانی است که می تواند اعتراض را به اقصی نقاط این مرز و بوم گسیل نماید. اقوام مختلف اگرچه دارای انگیزه کافی هستند، ولی هنوز باور ندارند در دل این حرکت خواسته ها و حقوق زیر پا گذاشته شده آنها نیز تامین می شود و هم به همین علت است که گستردگی حرکت های تا کنون از مرز شهرهای بزرگ فراتر نرفته است. این بر عهده رهبران و راهبران نهضت است تا به آنان بباوراند که در همراه شدن خیری هست که در سکوت نیست.

    این فرصت ساخته شده شده که بوسیله سوخته شدن رهبران جنبش اصلاحی بدست آمده را باید غنیمت شمرد و خونی را که به بهائی سنگین در رگ جنبش اصلاحی دویده است تباه نکنیم ...

۱۳۸۸ اسفند ۱۳, پنجشنبه

زیر این نیم کاسه

اجرای تغییر رنگ سبز پرچم ایران در محافل و مجالسی که رئیس حکومت کودتائی در آن حضور پیدا می کند موضوعی نیست که به نحوی از انحا چشم و گوش مخاطبان را نیازاریده باشد. شاید در ابتدا همگی با خودمان فکر کرده باشیم که این گاف حکومتی می تواند دست آویزی برای شوخی ها و طنزهای یومیه مان باشد و از این بابت نه تنها بی تدبیری حکومت کودتا را کمی دست بیاندازیم، که از این رهگذر دستمایه تفریحی نیز در وبلاگستان بسازیم.

این موضوع شاید برای یکی دوبار اول این اتفاق - اگر بتوان نامش را اتفاق گذاشت - جالب بوده باشد ولی وقتی این موضوع به چندین مورد در دو سه ماهه اخیر بدل می شود و هیچیک از دولتمردان و سران حکومتی به آن اعتراضی نمی کنند یا به اعتراضات عمومی اعتنائی نمی کنند، باید باور کرد که تغییر رنگ سبز در پرچم رسمی مملکت یک اتفاق از سر اشتباه نبود و پیغامی را به بیننده می خواهد برساند. اما چه پیامی می تواند در پس دستکاری پرچم رسمی کشور باشد مسلما گذر ایام روشن خواهدکرد ولی هر چه هست ناظرین و صاحبنظران نباید از آن بسادگی عبور کنند.

آنچه در انگیزه این عمل حکومت به ذهن من می رسد می تواند یکی از دو احتمال زیر باشد:
اول؛ حکومت با حذف رنگ سبز از پرچم ایران می خواهد به مخالفان پیغام دهد که ما تا آخر هستیم! ولو رنگ پرچم ملی ایران را که هویت و نشان تاریخی ایران باشد از آن حذف کنیم. که این پیغام می تواند به منظور تهییج بیشتر جنبش و خروج عناصر افراطی این بخش از تعادل رفتاری جنبش باشد.

و دوم؛ با این عمل شاید می خواهند عرق عشق و علاقه به پرچم را زنده کنند تا جنبش سبز بجای استفاده از نماد سبز به سمت استفاده از پرچم سه رنگ برود و بدین ترتیب در حرکت های گروهی و مناسبت ها از بقیه افراد جمعیتی که پرچم ایران را نماد خود کرده اند قابل شناسائی نباشد.

به هر حال و هر چه هست این ترفند حضرات نمی تواند فقط به این صورت ظاهر که دیده می شود ختم شود و باید منتظر بیرون آمدن یک مار دیگر از آستین این قوم باشیم، و در این حال بهتر است با پیش بینی رفتار خصم آمادگی بیشتری در مقابله داشته باشیم.

۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه

اولین پست

مطلب زیر را در وبلاگ قدیمی ام به مناسبت مسدود شدنش گذاشته ام. با امید به اینکه اینجا را به این زودی ها مسدود نفرمایند شروع می کنیم تا بعد.

بالاخره نوبت به ما هم رسید! این وبلاگ هم مسدود شد. حالا از این بستن ها چه خیری دیده اند با خودشان ولی هر چه هست دلیلش این را همه خوب می دانند که بجز ایجاد ترافیک بیشتر اینترنتی عملا نتیجه دیگری برایشان ندارد. به هر حال از آنجا که فعلا قصد آرام نشستن نداریم بنده عرض می کنم همین وبلاگ نصفه نیمه موجود را که بسته اند بنده یکی دیگر به همین نام درست کرده ام با اندکی تغییر آدرس. بینندگان می توانند به این آدرس برای روئیت مطالب بنده (اگر ما را قابل بدانید) تشریف بیاورید. والسلام